هوای دو نفره

باغ پنهان

عشقه من سلام

سال نو مبارک گلم

مرد خوش تیپ و زیبا و خوش رو و ..........  فرشتهخوی من

مرد من دوست دارم. پیشم هستی هاااا می دونی . تو قلبم

سال شاده شاده شاد داشته باشی و اونجوری که استراتژیش رو خودت می چینی

عاشقتم و می بوسمت


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٩ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه من

خوبی؟؟

می دونی امروز از صبح با گلم بودم :) خیلی خیلی کیف کردم

دیروز هم با مهربون ترین همدله دنیا قرار گذاشتم و تو سوپر استار با جوجوی نازش اومدن و برای اولین بار همدیگه رو دیدیم. نمی دووونی چه عشقی کردم. جوجوش خاله ریزه هستش. خودش هم نازنین ترین دختری که تا حالا می شناسم.

تازه دیشب با توی خوشگلم هم چت کردم و واااااااااای عشقه من داشتنه تو حتی ١ ثانیش هم عااالمی یه

خلاصه این چند روزه پایانه ساله ٨٨ بهشت بودش مثکه

رااااامین دوست دارم نمی دونی چقدر زیاد

کاش یه روزی اینو بدونی

نمی دونم آیا دونستنش اهمیتی برات داره یا نه؟؟

ولی برای من این مهمه که تا اونجایی که بتونم و فاصله ها رو از بین نبرم و به تو لطمه نزنم دووست داشته باشم و باهات باشم

کاش روزگار با من مهربون تر باشه و روی ماهت رو بهم بیشتر نشون بده

رامینه من

نباید عاشقت می شدم ولی حالا که شدم

یا باید قلبم رو پس بدی برم

یا منو به خاطره این که این جوری عاشقت شدم کمی درک کنی

درکم می کنی؟؟؟؟؟

احتمالا این آخرین پست امساله تو هوای دو نفره مون

از خدای مهربون

شادی برات می خوام

سلامتی برات می خوام

موفقیت و پوله زیاد برات می خوام

و هر چی که تو قلبت آرزو داری

سهمه من اینه که تا اونجا که بتونم بهت عشق بدم، باور کن تا اونجایی که بتونم و تا اون جایی که تو بخواهی . قسم می خورم

همین طور از همون خدای مهربون می خوام که رامینم با من صادق باشه و اگه روزی دیدش که من زیاد هستم تو زندگیش، اینو به خودم بگه یا  اگه نیازی  بهم داشت و دید که کمکی از دستم می یادش ،بازم بی دریغ بهم بگه که بی نهایت خوشحال می شم و تا اونجایی که در توانم باشه براش سعی می کنم لایق باشم.

دیدن و پیدا کردنت از عمر طولانی و جاویدان .....

دوست دارم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۸ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

عصره امروز عشقم رو دیدم

هنوز دستام بوی دستاش رو می ده

نمی خوام دستام رو بشورم

می خوام بوش رو تا پایانه عید داشته باشم

تا ١۴ فروردین

رامینه من دووست دارم

متوجه شدم که تو این مدت به ریما حقیقتا سر نمی زدی!!

من ولی هوای دونفره رو دارم همیشه تا هنوز

شب به خیر عشقه منخواب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٧ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

دلم گرفته بودش برا همین دیروز ننوشتم.

امروز هم ..

روزای آخره ساله

یه قرار مداری داشتم که بهم خوردش دل خورم

یکی از هم کلاسی هام خیلی بانمکه   کلی مزه ریخت تا سر حال شدم.

منتظرت بودم. آن نشدی.

گاها می گم به دوریش عادت کردم.گاها می گم بی خیال بابا

آخره آخرش... دلم تنگه برات

می گم فکر نکنم بهت ولی..

فکر کردن به تو لذت بخشه برام

دوریت سخته

کدوم راه رو انتخاب کنم؟؟

بی خیالت که نمی تونم بشم

 

کاش بشه یه راهی پیدا کنم و تغییره پارادایم بدم

تو عید می تونم کانکت بشم؟؟ نمی دونم

تو که ١٠٠% نمی تونی

همین جوریش هم کله ساله ٨٨ رو جمع کنیم ١٠-١١ بار بیشتر همدیگه رو ندیدیم

فکرت هر لحظه هر ثانیه باهام بودش

فرنازم می گه اگه یه روز صبح بشه بی عشقه رامین،بیدارشی...

راست می گه هنوز نمی تونم فکرش رو بکنم

دووست دارم آخه

همیشه به دستات تو عکست خیره می شم

کاش اون ها رو می تونستم لمس کنم

کاش


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

می دونی اشک تو چشمام جمع شدش.....

داشتم با خودم می گفتم که :آخه من بوی تو رو از کجا بگیرم؟!!! و رفتم سایته شرکتت رو باز کردم همون ثانیه آن شدی ....

عشقه من برام چیزی نمی نویسی

من هم می ترسم کنارت کسی باشه

نمی نویسم

فقط خوشحالم

یه عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااالمه

دووووست دارم رامین


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

چقدر دلم می خواست بهم زنگ بزنی........

امروز از صبح که پاشدم مبایلم رو به امیده این که بهم زنگ می زنی زمین نذاشتم

گفتم شاید گرمای دستام رو حس کنی و بهم زنگ بزنی

راااااااامین خیلی سرت مشغوله عزیزم؟؟

دوست داری اونی که عاااااااااااشقته رو ببینی؟؟؟

رامین امروز از خودم سوال کردم که چرا باید عاشقه مردی بشم که این قدر مشغوله؟؟

آخه خدا جونم چرا دلم رو به این بنده ی پرمشغلت دادم؟؟؟

چرا دلم رو دزدیدی؟؟؟

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

----------------------------------------------------

من دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم

آقا دزده دلم رو پس نمی دی؟؟


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

داشتم عکسات رو نگاه می کردم

چقدر تو رو دوست دارم

خقیقتا خودم هم موندم

چقدر نازی چقدر توی قلبمی چقدر دلم می خواست پیشم باشی چقدر نگاه های گرمت رو دوست دارم چقدر دلم می خواست که سرت این همه شلوغ نباشه چقدر ......

رامین

؟


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

تو چرا این قدر خوش صدایی عشقه من؟؟؟؟؟؟؟؟

تلفن رو بخورم؟؟؟؟؟؟

رامین جونم.

 

در چی بود؟؟ یا چی در بودش؟؟

یه جوری نگی که بد بشه هااااالبخند

دووووست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٢ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام خوش تیپم بگم یا مرده رویا هام بگم یا قشنگ ترین اتفاقه زندگیم بگم یا...

خودت بگو..

تو که تند تند حرف می زنی و گاها من متوجه نمی شم چی می گی!!

گاها اونقدر ساکت هستی که آدم می ترسه

گاها اونقدر به دل نشینی که آدم دلش نمی خواد رهات کنه و با خودم می گم ای کاش

ای کاش همون جا که با تو هستم ، قبل از اینکه مجبور بشم بهت بگم خدانگهدار، چشمام رو ببندم و هیچ وقت باز نکنم.

صدای قشنگت ..........

گرماش....

آه که ...معمولا خیلی سریع مجبور به خدانگهدار گفتن می شم

عصره خوبی داشته باشی

R مثله رامین

رامینه من

عشقه من

اونی که صاحبه قلبمه


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

دیروز نشدبیام تو هوای دونفرمون

امشب اومدم فقط چند تا چیز بنویسم و برم

پسرکم پیشم اومده و نمی دونی چقدر خوشحالم

دستش رو گرفتم و با لالا کردش

می خوام برم نگاهش کنم

بوش کنم

کاش تو هم پیشم بودی

لالا می کردی و می تونستم نگات کنم

درست مثله اردیبهشت ماه که مثله پسر بچه ها لالا کرده بودی و نگات می کردم

خیلی خیلی خیلی.....

دوست دارم گلم

عشقم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام چشم مهربون

سلام خوش صداترین مرده دنیا

سلام خوش تیپه من

سلام سلام

بعضی وقتا می گم  که چرا وقتم رو پای این کی برد می ذارم؟؟!! ولی می بینم که نیاز دارم اینجا باشم. تورو که ندارم برات بگم . اینجا به هوای دونفره مون می گم. شاید سالها بگذره و وقتی یه پیره زن شدم بیام اینجا و این نوشته ها رو بخونم و یادم بیاد که آتیشه عشقه تو چه جوری بودش.

چه جوری ساعتها از کنار لب تابم کنار نمی اومدم و امیدم رو برای دیدنه تو از دست نمی دادم.

یادم بیاد که موقعه نوشتنه این مطالب چشمام پر می شد و ....

یادم بیفته که تو دنیا فقط یه نفر بودش که نوشته هامو می خوند و همیشه دلداریم می داد و من اسمش رو گذاشته بودم بهترین همدله دنیا

یادم بیفته که چه جور خانوادم که عاشقه من هستن ،نمی تونستن درک کنن عمقه عشقه منو به تو و به هر مدل و نحوی می خواستن بهم بفهمونن که من در اشتباه بزرگی هسنم و تو فقط قصد داری با من بازی کنی و بعدش هم پشته سرم بهم بخندی و من ..... من این حرفها هالیم نبود و فقط یه چیز برام مهم بودش

اینکه عاشقت هستم و

دلم می خواد عشقت رو تو قلبم داشته باشم

 

یادم بیفته آشپزخونه ی خونه ی مامنم رو که بیشتره مواقع اونجا برات می نوشتم و صدای مامانم که یک ریز می گفت و می گفت....

من هم کاره خودم رو می کردم و گاها که نوشته های فرناز احساساتیم می کرد و اشک تو چشمام پر می شد ..... چه جوری از آشپزخونه در می رفتم

 

خیلی وقته فیس بوک نمی یای

امروز سه شنبه دومین هفته ای هست که از دیدنه آخرین بارت گذشته و من دلم پر بودش. خیلی حرف زدم هان؟؟

خیلی پره دلم مثکه....

فعلن


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام رامینه من

خوبی؟؟

امروز من شرکت نبودم تورو هم ندیدم تمام راه تو فکرم بودی مثله همیشه

بیرون از تهران بودم

رفتم و برگشتم

همه راه باهام بودی

دوست ندارم چیزی بگمساکت سکوت بهتره شایدم

 

راستی یه "پن فرند" دیگه هم پیدا کردم

اسمش رامینه

شعرهای قشنگی می گه

تو بلاگش که می رم گاهی گریه ام می گیره

بعضی وقتا هم فکر می کنم که اون تویی و اون نوشته ها برای من هستن

رویای شیرینی یه نه؟؟!!

خوب من که قبلا هم گفتم بعضی وقته خیال باف می شمخیال باطل

ولی هیچ کی رامینه من نمی شه

حتی اگه تحویلم نگیره هم

دووووووسش دارم

اسکار رو که می دیدم، یادم می افتاد که یه روز رامینم اونو اجرا می کنه....

یادته؟؟؟

می دونم که می گی نه !! کدوم اسکار .....

من ولی یادمه


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٧ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

امروز که چند کلمه با هم چت کردیم.... خیلی خوشحال شدملبخند

حیف که بازم سرت مشغول بودش و به من گفتی صبر کنم و ....خلاصه آخره وقت شدش و من مجبوربودم برم جایی و دیگه نتونستم از تو خوشگلم خبر بگیرم.

امروز صبح خواب مونده بودم.

با عجله که رفتم و سواره تاکسی شدم. یه آقایی جلو نشسته بودش که جلیقه تنش بود و منو یاده مهندسه ساختمونمون انداخت که دوسش ندارم!!

یه دفعه که نیم رخ شدش دیدم گونه ها و لپاش مثله تو هست و نمی دونی چقدر دلم تورو خواست. نمی دونی   نمی دونی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه من

دلم برات.....

رامینه من

سبزه سبزه خوبم

من عاآآآآآآآ شقت هستم

تو تو تو خوبه خوبم

می دونی ، این چند روزه خیلی کار کردم. خدا کنه که تعطیلات زود تر بیاد.

امروز دوسته خوبم بهم گفت که بریم با هم باشگاه انقلاب، ولی اونقدری بی رمق بودم که با وجود علاقه ی فراوونم به اونجا بهش گفتم نه!!

باور کن نوشتنه این وبلاگ هم برام سخت شده ولی انرژی که فکر کردن به تو بهم می ده ،یه نیروی اضافه هست که از آخرین باتری وجودم می یاد بیرون تا برای دلم از تو بگم تا دوباره ودوباره بتونه خودش رو شارژ کنه

دوووووست دارم

رامین


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٥ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه من

چقدر سر کلاس حال کردم که باهات چت کردمچشمک

قشنگ حس کردم هستی....

برای همین لب تابم رو باز کردم

می دونستم هستی

کیف کردم!!

ولی راستشو بخواهی از اینکه به شوخی منو سرکار می ذاری و بهم می گی که بیام پیشت خوشم نمی یاد!!

یه لحظه ی اولش باورم می شه که می خواهی بیای پیشم!!!

بعد یادم می افته که این شوخی یه همیشگیت بودش و نمی یای و ماه رمضون می شه برای همین ناراحت می شمناراحت

خلاصه اگه می یای بگو نمی یای نگو لطفن

نوشته ی فیس بوکم رو خوندیلبخند

تو ٧تومین نفری بودی که لایک رو زدی و من عاشقه ٧ هستم

عاشقه تو

دوست دارم

زیاد زیاد


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٤ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

هوااااا رو بگو امروز!!!!!!!!!!!!!!

من کلاس داشتم

برای نهار با بچه ها رفتیم بیرون

از ساختمون که خارج شدم تو دلم داد زدم

وااااااااای رامین، هوا دونفرست!!!!!!!!!!!!!!!

تو کجایی؟؟؟ صدات کردم شنیدی؟؟؟؟؟؟؟

فرنازم هم بهم گفت که هوا چقدر دو نفره بود!!!!

حتما تو هم یادت بودش!!! آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آره عشقه من؟؟؟؟؟؟؟؟

توی فیس بوک یه شعری برات نوشتم، خوندی؟؟؟

چقدر دلم می خواست که حداقل عکس های تازت رو زود تر ببینم

وای چه خوب بود اگه می شد تو هوای دونفره باهم باشیم

نه؟؟؟؟

رامینه من یعنی العان داری چی کار می کنی؟؟

من که خیلی خسته هستم

البته بدنی... چون بعد از کلاس رفتم بازم کلی از وسایلم رو برای جابه جایی پک کردم و کلی از وسایلم رو هم جابه جا کردم.

خوب یواش یواش برم لا لا که فردا هم بازم کلاس دارم

دوووووووست دارم چشم براقه من


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۳ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

  

سلام سلام سلام

چطور بود خوبه من؟ خورشید درخشانه من.

چقدر درخشیدی؟؟

همه ی فکرم پیشت بود می دونی؟؟

چشم های درخشانه تو از پرده ی خیالم پاک نمی شه.

چقدر دلم می خواست که باد باشم و لای موهات برم. می دونم که باده اونجا خیلی تنده.

تو خوشگله خوش تیپه من هم که ژل به موهات می زنی..... توی اون باد دیدنه موهات که ژولی پولی می شن..... خیلی دیدنی یه!!!

رامین .... چرا تو رو این قدر دوست دارم؟؟

می ئونی تو این یکسالی که گذشت چند میلیون بار اینو از خودم پرسیدم؟؟!!

می دونی هر بارش یک جوابه جداگانه به این سوال دادم ولی بازم ارضا نشدم و بازم می پرسم؟؟

من دیوونه هستم نه؟؟!!!

هستم

دیوونه ی تو

دوووست دارم موجوده عجیب غریب

همین جوری که هستی و با همه ی بدی هات .

مثله همیشه موفق باشی و شاد

گل من

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٢ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه من

هفته ی گذشته این روز .... نه عصره این روز با تو مرد رویا هام بودم.

درست همین ساعت بودش که ازت جدا شدم

می دونم که فردا یه روزه خیلی خوبه برات. کاش می شد پیشت باشم. اینو بدون که فکرم و روحم پیشته اگر چه جسمم نمی تونه اونجا باشه.

می تونم حدس بزنم چقدر خوش تیپ شدی و می درخشی. مثله همیشه.

می دونم دل تو دلت نمی شه و تند تند همه کارا رو سر و سامان می دی.

می دونی چقدر حسودیم می شه به اونایی که با تو هستن؟؟

چقدر دلم می خواد عکس های فردا رو زوده زود ببینم.

تو بی نظیری رامین

عکسه فیس بوکت منو یاده اون روز انداخت که از کیش برگشته بودم. با خودم گفته بودم دیگه از دوری رامینم گریه نمی کنم ولی اون عکس وااااااااای خیلی قشنگ بودش

تو تخته مامانم بودم دیدمش همون جا خوابیدم و صبخه زود روزه جمعه بودش که دیدم آن لاینی. یادش به خیر مسافر بودی. یادته؟؟

باهم صحبت کردیم و من چقدر دلم می خواست بیام دنبالت ببرمت فرودگاه.

بعد از خداحافظی با تو رفتم شنا و وقتی برگشتم، شنیدم هواپیمایی دچاره مشکل شده. داشتم می مردم. طاقت نیاوردم گفتم هر چی باداباد. باید بشنوم صداشو.

داداشه شیطونم هم گیر داده بود!! از دستش به ایوون فرار کردم . صداتو که شنیدم آروم شدم. تو این بین داداشم هم داغ کرده بود!!!!

ولی من صدای عشقمو می خواستم و برام هیچ چی مهم نبود

و.......

دوست دارم رامین

خیلی خیلی خیلی خیلی

موفق باشی عشقه من


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

بلاچه ی خوبم من همه چیزم عاااااالیه یا تو؟؟!!!

این جمله رو امروز که داشتم باهات چت می کردم بهم گفتی

 

تو تو تو

قبلا هم گفتم یک دونه هستی و لنگه نداری

چه خوبه بازم آن لاین می شی و چند کلمه هم شده ازت با خبر می شم

ازت ممنونم که با منی و خیلی خیلی خیلی دوست دارم

                  "MY RAMIN"

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٠ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

امروز خیلی سرم مشغول بودش و خانوم منشی بهم گفت که از شرکته خوش صداترین مرده دنیا بهم زنگ زدن!!

خیلی تعجب کردم

چشمام گرد شدش و پر در آوردم که می تونم صداش رو بازم بشنوم

 

من نگران بودم که نکنه دوست نداشته باشه که براش ای میله شوخی فرستادم یا دیروز زنگ زدم و اینا ولی

عشقم بهم گفت که اون هم دنباله بهانه می گرده تا بهم زنگ بزنه

صدای قشنگش هنوزم تو گوشمه

"من درد مشترکم"

                                          

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٩ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

قبلا فکر می کردم که "نیاز" تو عشق قشنگ نیست و اون رو خراب می کنه

ولی حالا دقیقا می دونم که نه اینجوری نیست

رامین چون دوست دارم و عاشقت هستم می خوامت و به تو نیاز دارم

نه به علته اینکه نیازدارم بهت پس دوست دارم

من حقیقتا عاشقت هستم و برای تو بهترینم، بهترین آرزو ها رو دارم

دلم می خواد شاد باشی و بتونم ببینمت و لذت ببرم

چشمای قشنگت ،بوت ،نگاه مهربونت ،صدای دلنشینت ،شیطنت های شیرینت 

تو تو تو

خیلی دلم می خواست که کمیته دوست داشتنت نسبت به من همون قدر باشه که من تو رو.

ولی

تو، تو بودنت قشنگه برام خیلی جذابی برام با این که خیلی دلم می خواد ازت با خبر بشم و معمولا بی خبر می ذاری منو

نمی خوام روزم بی تو شب شه

نمی خوام شبم بی تو روز شه

تو فکرم هستی لحظه به لحظه


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه شیرینه من

هر چقدر که بهت بگم کم گفتم

اینجا تنها جایی یه که هر چقدر دلم بخواد می تونم بیام و به وسیله ی اینترنت و آی تی به دنیا و عالم بگم که چقدر تورو ............................................

می دونی چرا؟؟؟

چون تو ، تو هستی و با همه ی بدی هایی که داری و من می بینم و می دونم، فوق العاده و بی نظیر هستی و واقعا نمی دونم آیا یه روزی یه کسی می شه که بتونه جای تو رو تو قلبم بگیره؟؟؟!!!!

یعنی کسی تو این دنیای بزرگ می شه که جرئت چنین کاری رو داشته باشه؟؟؟

تو که برام همون" شما " ی معروفه، و توی گوشت یواشکی گفتم که تو برای من شما هستی چون خیلی خیلی خیلی برام قابله احترامی

بزرگی جذابی یک دونه ایی برام

دقت می کنی !! نمی گم بی عیبی

ولی فوق العاده هستی

لذت می برم پیشرفت هاتو می بینم

بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟

دوست دارم

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٦ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام آقا شیره وحشی!!!!

من فکر می کردم تو رام رامی که!!

قربونه اون صمیمیته صدات بشم خروسکه من

عصری بازم داشتم فکر می کردم که واااای این لحظه ها رو بگو که دیروز باهات بودم!!

داشتی با مبایلت حرف می زدی و رفتی یه شکلاته گرده خوشمزه آوردی و با مهربونی خودت گذاشتی رو لبام!! وااااای باور کن به نظرم خوشمزه ترین شکلاته دنیا بودش.

نگاه های مهربونت رو خیلی ی ی ی ی ی ی ی ... دوست دارم

شیطون بلا دیروز باهم زیاد صحبت نتونستیم بکنیم ولی تو بلاچه تو این مدت به من دوست دارم نگفتی هاااا

ولی خوب چند بار بهم گفتی دلت خیلی برام تنگ شده بودمژه

من عاشقه تو هستم

به روی هم هم نیووردیم که از هوای دو نفره چه خبر!!!

نمی دونم آیا می یای بازم این ور ها یا نه!!

بعید به نظرم می یاد

امروز برات یه اس ام اس هم فرستادم، فقط برا اینکه بازم بتونم حس ات کنم، وقتی جواب دادی همون دو کلمه برام یه دنیاااااا ارزش داشت و چشمم رو از صفحه مبایلم نمی تونستم بردارم!!

انگاری تو اون جا بودی

خیلی جذابی می دونی؟؟؟؟؟؟؟؟

کاش یه پیراهنت رو بهم بدی

دوووووووست دارم

خوب و شاد باشی مرد رویاهای من

شب به خیر

ماچ


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٥ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

باورنکردنی و رویایی بودش برام ....

رامینه عزیزم

شیطون بلای من

بازم مثله همیشه اولش برای رد گم کردن تند تند از من تعریف کردی، و الکی به خودت گفتی که چاق و پهن شدی!!!!

توی شیطون بلا

کاش زمان بیشتر بودشخیال باطل

کاش حده اقل تو اون چند دقیقه که باهم بودیم صدای زنگ های مکرر مبایلت در نمی اومدچشم

کاش می تونستم یه لقمت کنمخنده

 

باورت می شه حالا که خونه اومدم و می خوام چیزی بخورم ولی نمی خوام دستامو بشورم چون بوی تو رو میدن؟؟!!!

دستات تو دستام بودش

من تو رو بی نهایت دووووست دارم

تو شیره نره وحشی یه تو بیشه رو

یعنی کی بازم می تونم ببینمت؟؟!!

رام رامه من

تو عشقه منی

از فرنازم که قلب پاکی داره و دعا می کردش که من رامینم رو ببینم بی نهایت متشکرم

دوووووووست دارم رامین

دوووووووست دارم فرناز


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٤ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام پسر خوشگل

امروز من بهت زنگ زدم

البته باز کاری بودش که زنگ زدم ولی هدفم شنیدنه صدای قشنگت بودش.

همیشه تو ورجه ورجه جونم تندتند حرف می زنی ، امروز من تند تند حرف زدم باهاتنیشخند

همیشه نگران می شم که بد موقع نباشه و تو رو از کارای مهم مهمت جدا نکنم.

خیلی مشق و کار دارم. امروز صبحانم رو ساعته ۴ خوردم و تا حالا نهار نخوردم ساعت یک ربع به نه شبهخوشمزهگشنمه و تازه اومدم خونه شام هم ندارم.

کاش تو بودی، تو رو کباب می کردم می خوردمنیشخند

نه نه

ازم نترسی هااااا بازم فرار کنی بری تو مخفی گاهت که نخورمت هااااااا

دووووووست دارم و قول می دم نخورمتنیشخند

شبه خوبی داشته باشی

به امید دیدار

قلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۳ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

ممنونم رامین جونم!!! باورم نشد ظهری وقتی دیدم مبایلم زنگ می زنه و اسمه قشنگه تو رو صفحه ی مبایلم افتاده!!!!!!!!!!!

هر چند که مسله کاری بود ولی شندینه قشنگ ترین صدای دنیاااااااا برام یه عاااااااااالم لذت بخش بودش.

ای شیطون بلا با اون شوخی هایی که می کردی و دله من ضعف می رفتش.

می خواستی داماده کی بشی؟؟؟؟؟!!!!!

کی لیاقته اینو پدا کرده بود که پدر زنه تو باشه؟؟؟!!!!

قووووووووووربونت بشم می بوسمت

شبه خوبی داشته باشی


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام

می دونم که فرناز جونم توی فکرمه و من تنها نیستم

ولی دوووری پسر کوچولوم دیگه داره بد جوری آزار دهنده می شه

تو که هیچی....

جدایی مونو به روت هم نیاوردی

به قولی هوای تک نفره شده

شاید هم من از ریشه در اشتباهم

و جدایی ماله من بوده و تو کاره ای نبودی این میون

دل تنگی ممنوع بود ولی من قانون شکنی کردم

یه کتابی چند ساله پیش خریده بودم

"مادر و پسر"

وقتی به صفحاته آخرش رسیدم و دیدم عکسه چمدون داره گریه کرده بودم که گل من بزرگ می شه می ره؟؟؟!!!!!!!!!!!

 

حالا داشتم باهاش حرف می زدم

دیدم من بچه شدم و هق هق هق گریه می کنم و اون با شهامت می گه مامان قرار شده من فقط پنجشنبه جمعه پیشت بیام!!!

 

ظهر که بارون می یومد ......

هوا دونفره بودش....

خودم بودم و یاد تو

دارم اونایی که گفتی رو تکمیل می کنم

شاید بتونم باز قبل از عید ببینمت

دووووست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak