هوای دو نفره

باغ پنهان


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٧ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

تو کله آدم های دنیا اااا عاشقه تو شدم

خیلی اشتباه کرده. نه؟؟؟

تو هیچ به روت نیار که منو می شناسی

هیچ حرف نزن.....

خیلی بی وفایی

خیلی

حیف که دوست دارم

کاش نداشته باشم

خیلی دلخورم ازت


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٦ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

رامینه پر نازم سلام

می دونی؟؟ ممنون که باعت شدی فرنازم رو پیدا کنم

تو شیطون بلا اگه منو تنها گذاشتی، ولی عشقه تو باعث شدش که دوسته نازنینی مثله فرناز پیدا کنم

می دونی؟؟ تو ذهنم با دو انگشته اشارم ، اون ابرو های خوشگلت رو که گاها ژولی پولی می شن رو صاف و مرتب کردم.

صدات هنوز تو گوشمه

روی اون مبله مشکیه که کیفیتش رو تضمین کردیم، نشستیم و برام از موفقیت هایی که امروز کسب کردی ، می گی.......

لذت فکر کردن به تو چیزی یه که نمی خوام ازش بهرمند نشم

دوری از تو صبر می خواد

دوووست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٤ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

 

اولا که زیاد تمایل ندارمقهر

دوما که بازم همون اولی یه!!

بازم هر وقت آن لاین می شی قربون صدقت می رم و می گم سلام رامین

چند لحظه نگات می کنم و تو دلم باهات حرف می زنم

می گم : باشه می دونم کار داری و خیلی چیزا... اینو بدون که دوست دارم 

بعد هم به کارم ادامه می دم

تا تو آف لاین می شی

و با خودم می گم:ای شیطون نکنه وب کمت رو روشن کردی که آف لاین شدی!! هر جا رفتی به سلامت باشی

جالب این بود که امروز که همکارم داشت با کامپیوتر من کار می کردش و من بیزی بودن، تو برای اولین بار مدت زیادی آن بودی تا وقته رفتنم شد و آف شدم!!

همون جور که قبلا اشاره کرده بودم، هنوز هم مصمم هستم که آزادی

اگه قلبت ماله من بودش ، روزی بر می گردی

اگه نبود، موفق باشی

هرجا که هستی

من دوست دارم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٢ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

شبه بارونی و دونفره مون به خیر باشه

سلام خوبه من

من امشب مهمون بودم . تا اومدم خونه بدو بدو سره کامپیوتر اومدم تا به عشقم سر بزنم و سلام بدم.

امروز رامین جونم آن لاین شده بودش. من هم کلی ذوق کردم و نمی دونستم آیا مساعد هست سلام بهش بدم یا خیر.

بلاخره یه جمله براش نوشتم

لبخندسلام آقای مهندس سال نو مبارک

 

شاید پیامه منو ندید

شاید....

خلاصه نتونست پاسخ بده

 

بعده چند ساعت پشته کامپیوتر نشستن تصمیم گرفتم دوش بگیرم

بعد هم با دوسته خوبم قرار گذاشتیم و رفتیم باشگاه

خیلی هوا عاالی بود و خوش گذشت

بعد هم تا شب مهمون بودم

ولی اینو بدون که .....من  تو رو با خودم همه جا می برم

 

فرشته ی مهربونم هم بهم یه اس ام اسه فوق العاده زیبا فرستاده بود

از خوندنش لذت بردم

 

چه اتفاق جالبی

می دونی چی؟؟

تو باشگاه که پیاده روی می کردیم همه جا گل های قاصدک بودش و من عاااشقه این گل ها هستم

آرزو کنان فوتشون می کردم

قاصدک ها آرزوهامو به تو نرسوندن ولی...

پرواز کنوم پیشه فرنازم رفتن

و اون نازنین خبردارشدش

فرنازم حرفه دله منو می دونه

 

رامین دوست دارم

شب به خیر

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٠ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

سلام عشق من

دلم برات یه ذره شده

فرنازم می گه بهت زنگ بزنم

ولی من حس می کنم که هر وقت که تو خودت مناسب بدونی بهم زنگ خواهی زد. 

ولی این هم ناگفته نذارم که انتظار داشتم باهام تماس بگیری یه ایمیل شاید..

درست متوجه نمی شم تو همیشه یه معما هستی

خیلی هم دوستداشتنی

همش آن لاین منتظرت هستم

شاید هم اشتباه می کنم و باید یه بازنگری کنم

نمی گم تو عشقم

من عاشقه عشقه تو هستم و اسمت رو می شنوم جون می گیرم

منظورم رفتار خودمه

شاید بهتره منتظر نباشم

تو خودت به وقته مناسب خواهی آمد

شاید هم

در هر حال

فقط خوشحالم از اینکه اطمینان دارم کاری نکردم که برنجی و آخرین دیدارمون هم با خوشی بوده

کاش گفتن که فایده نداره ، بزرگ شدم دیگهلبخند

امروز یه لحظه دیدم که تو فیس بوک آن بودی

شکر خدا حالت خوب باید باشه

می بوسمت عشقه من

یواشکیماچ

یاد پارسال افتادم

چقدر صبر کردم تا ٢٠ فروردین بشه

بعد اولین بار که باهم چت کردیم ماچاین رو برام برای اولین بار فرستادی و گفتی : یواشکی

من پشته لب تابم میخ کوب شده بودم

 

 

بعضی وقتا با خودم فک می کنم، برات اولین بار ها جالبه شاید

 

فعلن خدانگهدار


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۸ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

رامین جونم....

می خواهی راستی راستی باور کنم که سرت اونقدر مشغوله که به این عاشقه چشم به راهت حتی وقته سلام دادن نداری؟؟!!

تو کجایی پس عشقه لوس لوسی یه من؟؟

داری لوس می کنی خودت رو یا منو دوست نداری؟؟!!

اصلا آن لاین نمی شی حداقل چراغه زرده رو ببینم

خوب ایشالله هر جایی هستی موفق باشی

مثله همیشه که موفقی البته

من بازم.......... دلتنگ و عاشقم

مژه


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٦ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

امروز برای n امین بار به صفحه ی فیس بوکت رفتم و عکست رو یه جورایی نگاه کردم و بازم گفتم:

نمی دونی که چقدر دوست دارم ای کاش بدونی که چقدر دوست دارم

ولی فک کنم برای اولین بار گفتم نه

کاش این عشق به دردت می خورد

شاید به جای عشق ورزیدن بهت اگر می تونستم کاره مثبته دیگه ای انجام بدم که کارایی داشته باشه بهتر بودش.

فقط از پسم این بر می یادش دیگهناراحت

ای کاش می شد ببینمت دلم برات یه ذره شده. دوست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٥ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

خیلی خیلی جالبه!! می دونی چی؟؟!!

فرنازه نازنینم همیشه به زیبایی از عشقه من که تو هستی به زیبایی حمایت کرده و می کنه!

رامینه من دیگه هیچ وقت به هوای دونفره مون نیومد در حالی که کائنات مقدر کرده بود اینجا دونفره باشه و بمونه و از این عشق حمایت کنه و نگهدارش باشه!!

می دونی یه دفعه دلم برای هوای دونفره تنگ شدش و می خواستم بنویسم که چشمم به کامنت فرنازم افتاد که برای  دروغ ١٣ به در نوشته بودم و همه چیز فراموشم شد!!

راستی فرنازم چرا این قدر خوبی؟؟

چرا منو تو تنهایی هام و ناتوانی هام تنها نذاشتی؟؟

چرا از عشقه من حمایت کردی؟؟

چرا تو شب های دل شکستگیم من رو باور داشتی و کمکم کردی بایستم؟؟

می دونی حقیقتا چی دلم می خواد؟؟

دلم می خواد همین جور که پشتیبان و حامی من بودی و منو درک و باور کردی، درست همین جوری، با فرید باشی. باور کن این تنها راه سعادته دو نفره هستش.

کاش شما دو تا همیشه باهم باشین و همیشه خوشبخت.

کاش آنی جونم لذت داشتنه یه پدر و مادر عاشقه همدیگه رو داشته باشه.

می دونی خیلی حسه عااالی یه.

من این حس رو دارم و همیشه بهش افتخار می کنم.

خیلی دلم می خواست که پسرم هم این حس رو داشته باشه، ولی خوب نشد و شاید طبیعت خواست اون تجربه های دیگه ای رو کسب کنه.

فرنازم خیلی حیلی گل هستی. امیدوارم قدر خودت رو بدونی نازنینه من.

دوووست دارمماچ


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٤ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٤ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

رامین دیگه من تو رو ........

.

.

.

دروغ ١٣ نیشخند


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۳ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۳ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام رامینه خوبم

خوبی عشقه زیبای من؟

نمی دونی چقدر دلم تنگه گرفتنه دستها ولمس کردنه انگشتاته. حس کردنه گرمای دستت

برای من رامین یعنی انرژی فوق العاده زیاد که اسمش رو عشق می تونم بذارم.

حسی که از این اسم می گیرم رو نمی که.... تکرارش

رام رام راممممم

مثله مانترا شده برام مانترا رو که حتما می دونی!! آخه می دونم تو هم یه یوگی بودی و یوگا کار می کردی ماچ

دلم تو رو می خواد

دستام تو رو می خوان

من تو رو می خوام

امروز دیر اومدم تو هوای دونفره

خیلی شبه

ساعت هم که نزدیکای ٢ شده. تو موش موشی یه من همیشه بی خوابی. شاید العان بیداری. شاید داری به من فکر می کنیخیال باطل من که دارم به ما فکر می کنم

به لحظه هایی که باهم بودیم

به انرژی نیرومندی که از اعماقه قلبت، از دریچه ی چشمای مهربونت، به روی من پخش می کردی.

می دونی ... من قبلا همیشه احساس می کردم یه چیزی کم دارم، برای همین فکر می کردم کلامی آدم باید دوست دارم رو از کسی بشنوه

تو عشقه من بهم یک بار دوست دارم گفتی

البته منظورم اینه که خودت گفتی چون معمولا من وقتی می گم دوست دارم تو بهم می گی من هم همین طور

ولی مطلبه من چیزه دیگه ای هستش .....

اون هم اینکه تو با نگاهای پر از مهرت، حقیقتا تو همون لحظه های خیلی خیلی کمی که با هم داریم، منو سرشار از احساس می کنی و کاملا سیراب می شم

انگار نیازی ندارم که کلامی بهم بگی

نمی دونی چقدر دلم می خواد کنارت باشم و با من صحبت کنی

صدات رو بشنوم و از کلمه کلمه ی حرفات، زندگی کردن رو حس کنم

ازت چیز یاد بگیرم و حتی تقلید کنم

درست مثله همون که تو ناقلا به اون آقاهه گفتی که، این خانوم جدیدا هر کاری من می کنم رو انجام می دهچشمک

باید بگم راست گفتی ولی اولا جدیدا نیست و از همون اواش بوده بعدش هم نه هر کاری.... مثلا اگه قرار باشه مثله تو شیطونی و دلبری و چشم چرونی کنم که....!!!چشمک

رامینه من....

تو رو خدا اینا

امشب بیا به خوابم

عشقه من

بوسه لا لاماچ

خواب های خوب ببینی دلبره شیرینه من

شب به خیر  تنها ماه و خورشید و ستاره ی آسمونه عشق من


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۳ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

سلام رامینه عزیزم

وااااای بودن با تو چقدر لذت بخشه برام

توهوای دونفره عشق وجود داره و من اینجا برام مکانه امنه

امروز روزم زیاد زاضی کننده نبود برام شاید انتظاراتم زیاد بودش و حالا که شب شده حس می کنم اونجوری که می بایست باشه نشده.

برا همین هم کز کرده بودم. بالشم رو برداشتم که به تو فکر کنم و خوشحال شم. به فکرم که اومدی یادم انداختی که تو هوای دونفره مون بهتر می تونم اکسیژن بگیرم.

چشمای قشنگت بهم یادآوری کردن که شجاع باشم و ترس رو کنار بذارم بهم یادآورشدی که هر جا ترس باشه عشق می ره و برعکس. برا همین اومدم جایی که عشق هست تا ترسم بره.

اگه العان پیشم بودی هااااااا

شانس آوردی که نیستی

می خوردمتچشمک

تموم می شدی شایدخوشمزه

تو       رو         می      خور     دم

باورکن

رامین رامین رامین رامین رامین رامین رام رام رام رامینه من

وروجکه ورجه وورجه ی من

آخیش

خیلی دلم می خواست صدات کنم دااااااااااد بزنم رااااااااااااااامین عشقه خوده منه

چشمای مهربونت

چشمای مهربونت

وااااای نگاه کردن توی عمقه نگاه های مهربونت رو دوووووست دارم

یعنی شنبه می تونم اونقدر خوش شانس باشم که یه لحظه بهت سلام بدم؟؟

یعنی می شه که صدات رو چند ثانیه هم شده بشنوم؟؟ می شه یعنی وب کمت رو باز کنی و ببینمت؟؟

اصلا حالا که خیال پردازی می کنم بهتره که ببینم که:

شنبه از نزدیک می بینمت

دستاتو می گیرم تو دستام

تو چشمای قشنگت نگاه می کنم

و یواشی دستات رو به لبام نزدیگ می کنم

و آهسته می بوسم و بوی دستات رو می گیرم

و مست می شم

به به چه حسی ...............داشتنه تو

دوست دارم خورشیده تابان و زرینه آسمونه من

من برای تو زندگی می کنم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۱ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام رامین

سلام هوای دونفره ی ما

هوای دونفره مون رو تو ذهنم شمال برده بودم

تمامه لحظه هامو با تو بودم رامینه خوبم عشقه من

شب ها فقط با تو می خوابیدم

تازش هم کلللللللی ی ی ی از عکسات رو با فتوشاپ درست کردم

می دونی برای اینکه برای خودم گارانتی کنم که توی خوابم می یایی عکسات رو شب درست می کردم که آخرین چیزی باشی که چشمام می بینه

رامینم دوست دارم جوجوی من

پری شب بارون می اومدش هوا هم دونفره بودش یادم افتادی؟؟

من که همش آرزو می کردم که تو شاد بایشی

هر جایی که هستی با هر کی که هستی فقط بهت خوش بگذره و کیف کنی

رامینم دستای خوشگلت رو تو ذهنم بارها و بارها گرفتم

دیشب تو تخت با خودم فکر می کردم که...

کل نوروز ٨٧ رو با تو بودم. تو فیلم دیده بودمت

کل نوروزه ٨٨ رو با تو بودم. تو ایران نبودی و من که ٢ ماه پیشش برای اولین بار دیده بودمت و جرقه های عشقت تو قلبم زده بودش، ثانیه به ثانیه به فکرت بودم و هیجانه بازگشتت رو داشتم.

و کل نوروزه ٨٩ رو با تو هستم. در حالی که عشقت سر تا پامو گرفته و زندگیم شده رامین نامه...

یا نوروزه ٩٠ چی خواهد شد؟؟

با خودم خیال بافی کردم و گفتم که نوروزه ٩٠ سرم رو روی شونه های پهن و پر از آرامشش می ذارم و به آهستگی تو گوشش می گم:

رامین من با خوشبختم

از زمانه و روزگار که تو رو با من آشنا کرد، متشکرم

تو بی نظیر و فوق العاده هستی

دوست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٠ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

سلام عشقه من

دارم عکساتو نگاه می کنم و کیف می کنم

جانم اون چشمای خوش رنگت وااااااااای.....

کاش ......

 

البته اگه پیشم بودی هم زیاد نزدیکت نمی شدم چون بد جوری سرما خوردم و گوشامو صدامو دماغم از کار افتادن چشمک

یاد عید ٨۶ افتادم که بادیدن فیلمت کلی انرژی گرفته بودم

اون موقع که هنوز از نزدیک ندیده بودمت

رامینه من العان چی کار می کنه یعنی؟؟؟

یعنی یادش هستش که یه جایی تو این دنیا یکی هست که عاشقانه دوسش داره؟؟

یادش می یاد که یکی اگر هم نتونه پیشش باشه، حداقل لای ابرای خیالش یه ریما داره و با اون تو هوای دونفرشون هر روز ، زندگی می کنه

بهت خوش بگذره خوبه من

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak